تبليغاتX
رایحه ی عشق
اگر رایحه نرگستان مشامتان را نوازش داد بدان تا عشق راهی نیست ...

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 

باز غریبی و غریبی وتشنگی و سوز وگداز وباز باز باز سری بریده وباز چشمی گریان بر بالای تلی همیشه ویران .باز عالمی غرق اندوه وبی پاسخ بر این همه غربت وباز محرم باز حسین وباز اشک وخون وقمه ای که همیشه تشنه خون است بر اندوه آقاو باز صدای همیشه گریان سیدی که بر غم ارباب همچنان بر سردی جان میگردید.

 آری سیدا هنوز هم میگریی و من هم با تو هم صدایم . 

( بیاد مداح اهل بیت عصمت و طهارت حاج سید بزرگوار مرحوم سید جواد ذاکر )

شد محرم تا در غم جانان غم خانه غم خانه غم خانه شوی

از شراب غم  وز می ماتم دیوانه دیوانه دیوانه شوی  

یا اهلل عالم قتلل حیسنو به کربلا افشانا

افشانا       افشانا         افشانا

در عزای حسین از برای حسین از بزم سروش

تا نفخه سوزش بیگانه بیگانه بیگانه  شنید

این جور و ستم وز عشوه وغم دردانه کجاست

ویرانه ویرانه ویرانه شنید

یا اهلل عالم قتتل حسینه به کربلا افشانا

افشانا افشانا افشانا  

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

 درمیکده بودم ولی بیرون شدم از غافله

ای وای از این بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من زره

اما خدا حالم ببین من یار را گم کرده ام

ای وای از این غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاوران گم کرده ام

نعمت فراوان داداه یم منت بر سر نهاده ام

اما به این نامردیم صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقمو من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام با خون دل هی مرده ام

اما ببین آقا مرا نامه رسان گم کرده ام

شرمنده ام عباس من آقا تو را گم کرده ام ..........

آقا شرمنده ام شرمنده که تنها کاری که می تونم بااین همه  غربتتون بکنم فقط  سوز و درد و اشک وآه وجهانی پر از اندوه و غربت .

 


 

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

 

نهضت امام حسین(ع) از نادرترین رخدادهایی است که تفکر انسانها را به خود معطوف داشتـه است و در تـاریخ اسلام ارزش والایی دارد. شهادت حسین بن علی(ع) حیات تازه ای بـه اسلام بـخشیده، خونها را بـه جـوشش آورد و تـنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع) بـا حرکت قهرمانانه خـود روح مردم مسـلمان را زنده و احـسـاس ذلت و زبـونی و اسارت را که از اواخر حـکومت عثـمان بـر روح جـامعه اسلامی حکمفرما شده بود، تضعیف کرد.

آنچه امت اسلامی از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بـر آن متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابـهت اسلام را که بـه علت حـاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تـحـقیر ارزشها و مقدسات دینی رو به افول گذارده بود، احـیا کرد. حـرکت امام حـسین(ع)، حرکتی است مستمر برای همه نسلها و همه عصرها است.

این انقلاب تـنها انقلابـی است که اگر کلیه صحـنه هایش چـنان که بـوده، تـصویر شود، هیچ کس نمی تـواند از بـروز احساسها و عواطف فطریاش جلوگیری کند؛ زیرا این فاجـعـه بـه قول شـافعـی دنیا را لرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.

حادثه کربـلا در میان اهل تسنن موجی ایجاد کرد که زبـان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواستـه و زمانی بـا شجـاعت بـه تـوصیف و تجزیه و تحلیل آن پـرداخته است.

شوکانی در کتاب «نیل الاوطار» در رد بعضی از سخنوران دربـاری می گوید: بـه تحقیق عده ای از اهل علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که: «حسین(ع) نوه پیامبر ـ که خداوند از او راضی باشدـ نافرمانی یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت شریعت یزید بن معاویه را هتک کرده است.» خداوند لعنتـشان کند، چه سخنان عجیبـی که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست می گردد.

تفتازانی در کتاب «شرح العقاید» می نویسد:
حـقیقت این است که رضایت یزید بـه قتـل حـسین(ع) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبـر(ص)از اخبـاری است که در معنی متواتر است؛ هر چند تـفاصیل آن متـواتـر نیست. دربـاره مقام یزید بلکه درباره ایمان او ـ که لعنت خدا بـر او و یارانش بادـ توافقی نداریم.

جاحظ می گوید: منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتـل حسین(ع) و به اسـارت گرفتـن زن و فرزند او و تـرسـاندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج از ایمان او دلالت می کند.

بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند، نیز ملعون است.

ابـن حجـر هیثـمی مکی در کتـاب «الصواعق المحرقه» می نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چـگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که می فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم اءن تفسدوا فی الارض و تـقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله» و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچـه یزید انجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتـل الحسین» می گوید: بـه تـحقیق گروهی از علما از جـمله قاضـی ابـویعلی و حـافظ ابـن الجـوزی و تـفتـازانی و سـیوطی در مورد کفر یزید نظر قطعـی داده اند و بـا صداقت تمام لعن او را جایز شمرده اند.

مولف کتـاب «شذرات الذهب» می نویسد: در مورد لعن یزید، احمد بن حنبل دو قول دارد که در یکی تلویح و در دیگری تصریح بـه لعن او می کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم تـلویحا و هم تـصریحا یزید را لعنت کرده اند؛ و بـه راستـی چـرا این گونه نبـاشد و حال آنکه او فردی قمار باز و دائم الخمر بود.

شیخ محمد عبـده می گوید: هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجـود دارد که هدف آن اقـامه شـرع و حـدود الهی اسـت و در بـرابـر آن حکومتی ستـمگر است که می خواهد حکومت عدل را تـعطیل کند، بـر هر فرد مسلمانی کمک کردن حکومت عدل واجـب است؛ و از همین بـاب است انقلاب امام حسین که در بـرابـر حکومت یزید ـ که خدا او را خوار کندـ ایستاد.

از سبط بن جوزی در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت: احمد حنبـل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز بـه خاطر جنایاتی که دربـاره پـسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم؛ و اگر کسی بـه این حد راضی نمی شود، ما هم می گوییم اصل، لعنت کردن یزید است.

حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بـسیاری از بـزرگان اهل تسـنن آن را در قالب شعر مطرح سـاخـتـه، اندوه خـویش را ابـراز کردند. امام شافعی که در دوستی اهل بـیت زبـانزد است، دربـاره نهضت کربلا چنین سروده است:

قتــیل بلا جـرم کـان قمیـصه / صبیغ بماء الارجوان خصیب
نصلی علی المختار من آل هاشم / و نوذی بنیه ان ذاک عجیب
لئن کان ذنبی حب آل محمد(ص) / فذلک ذنب لست عنه اتوب
هم شفعائی یوم حشری و موقفی / و بغضهم للشافعی ذنوب

حسین(ع) کشته ای بی گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده و عجب از مـا مـردم آن اسـت کـه از یک طرف بـه آل پـیامـبـر درود می فرستـیم و از سوی دیگر فرزندانش را بـه قتـل می رسانیم و اذیت می کنیم!

اگر گناه من دوستی اهل بیت پـیامبـر است، پـس من هیچ گاه از آن توبه نمی کنم.

اهل بـیت پـیامبـر(علیهم السلام) در روز محشر شفیعان من هستند و اگر نسبـت بـه آنان دشمنی داشتـه بـاشم، گناهی نابـخشودنی است.

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1386/10/23ساعت 1:58 توسط ..:: ستاره ی سهیل ::..