سالگرد عروج ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) را خدمت تمامی دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم
سالها میگذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
اماما، اي سفر کرده ديار عشق،
اي که با تيغ برّان حکومت خيبر شکن قلعه هاي نفاق زمانه
شدي؛ اي که باغ هستي ات بهار آزادي را آسايش دگر بود؛ بر
بال کدامين ملک نشستي که اينچنين بي تاب و شتابان به
سراي جاويد سفر کردي؟ خلوت اُنست را در کجا گستردي که
اينگونه مستجاب شد؟ و اينک در سالروز هجرانت، با يادت به دل
هاي سوگوارمان تسلي ده.
.jpg)
خوشا چشمه خورشيد كه در آسمان ايران جوشيد و گوهري كه از كوثر قرآن درخشيد.
فروغ ديده اش قطره هاي زر بپاشيد، آيينه دل ها را با زمزمه عرفانش جلا و صفا داد.
او بارش رحمت حق بود؛ داغ از رخ آلاله هاي خونين جگر شست.
چين از جبين پيران و غبار از چهره افسردگان شب تار طاغوت برگرفت.
او صبح هدايت بود كه از افق تابناك ولايت دميد و سوسوي چراغك هاي كلبه نشينان را، همچو قرص قمر گردانيد.
خوشا كوه پرشكوهي كه تندرهاي وحشي را به سينه گرفت و از دامن پرمهرش چشمه ساران زلال را برداشت و صحرا جاري ساخت و توده هاي گداخته اش ريشه ستم شاهي را بسوزاند.
سياهي و تباهي را در هم پيچيد، شام تيره و غمرنگ كوخ نشين به سپيده دم گراييد، مستضعف پرسوز و گداز با كوله باري از عشق و اميد، راز صبح را دريافت.
او فرشته وحي بود كه سمند صاعقه زين كرد؛ جان هاي پاك و آزاده را فراخواند.
لشگري از نور و نوري از لشگر مهيا ساخت و رعدآسا بر شيطان بزرگ، آذرخشم فروباريد و خرمن خواب شومش را آتش زد.
او دريايي بود كه با امواج پرجوش و خروشش شلاق بر سر مرداب ها كوبيد، سستي ها و كرختي ها را بزدود و گوهري درخشنده به پاي پويندگان كوي مهدي (عج) ريخت.
او سرو قامتي بود كه در باغستان محراب قد برافراشت و از قنات قنوتش جويباري از نور فروغلتيد؛ زنگار از دل ها شست، پرده از گوش ها كند، نقاب از چهره اسلام برداشت و تفسير نوين كرد. او شجره پرفيض فيضيه بود كه لحظه لحظه زندگيش مايه نظم و شيرازه دين خدا گشت.
شاخ و برگ انبوهش سايه سار مظلومان گرديد و نسيم شاخسارش دل جويندگان حق را بنواخت.
طبق طبق ميوه هاي اميد و نويد، عزت و آزادگي بردامنشان ريخت
او حكيمي بود كه از جام جماران، جام جهان بين داد.
نهال هاي انسانيت را بارور، شفق هاي حماسه را پرخون، جوانه هاي بهروزي را شكوفا قله هاي باغ و نبوغ را روشن كرد. او با خم ابرويش مشعلي دگر افروخت و با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد از ثري به ثريا پركشيد.
یا فاطمه الزهرا (س)
يا فاطمة الزهرا يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و تشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله .
ای مضمون آب وآینه ،
ای نجابت سبز،
ای رایحه صبح ،
خورشید رو به تو نماز می گذارد
ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند.
ای بلندای قامت سپیده !
ای مفهوم سبز ولایت !
ای زهره !
ای زهرا!
ای صداقت محمد
ای زبان علی
ای اسطوره مهر
سلام بر صورت نیلی
سلام بر پهلوی شکسته
وسلام بر خسوف غمگینانه تو !
در دهه فاطمیه ، ایام شهادت دخت مکرم نبی اسلام ، قرار داریم . طاهره ای که سراسر زندگی اش سرشار از آموزه های والای انسانی واخلاقی است . از هر سمت وسو که مورد توجه قرار گیرد، معرفت آموز است وسرمشق دهنده است .
فاطمه (س) را باید به تنهایی ومطلق ومجزا از وابستگی های ارزشمندش ، تنها به عنوان یک انسان در نظر گرفت تا پی به علو درجاتش برد وبی هیچ اغراق افسانه ای ، ارزش های آسمانی اش را درعین آنکه بر زمین خدا ودر میان خلق خدا راه می رفت وزندگی می کرد،به بررسی نشست . دختر رسول گرامی اسلام بودن ویا افتخار همسری ابر مردی چون علی را داشتن ویا مادر سلسله نورانی امامت بودن و...، اینها همه به تنهایی هر کدامشان فضیلتی گرانسنگ وبی همتاست ، اما باز در حق فاطمه ، ره انصاف ننموده ایم اگر تنها به اعتبار همین گونه فضایل قومی ونسبی اش به او بپردازیم وشخصیت وی را با همین نگاه به قضاوت در آییم . نه ، فاطمه زهرا (س) ، خود به تنهایی باید نگریسته شود تا به گفته زیبای دکتر شریعتی _ «دانسته شود که فاطمه ، فاطمه است » . فاطمه را پاره تن رسول خدا دانستن نیز نگاهی دیگر ، که هر دو نگاه ونگرش نیز منبعث ومأخذ از تعاریف خود رسول خدا (ص) است . که هرزگاهی به تناسب مقام وموقعیت های پیش آمده ، کلامی وعبارتی را در باب مقام گرامی حضرت زهراء (س) به سلک سخن در می آورند .
آری فاطمه ، منسوب به پیامبر است . عزیز وپاره تن رسول خدا است ، اما او به تنهایی نیز کرامتی والاتر از اینها را دارد . او خود مادر پدر خویش است . مادر همان شخصیت بزرگواری که دخترش را پاره وجود خود وقوت قلب خود می داند وبه راستی این زن مطهره را چه صفات وخصلت های ممتاز ی مگر بوده است که چنین قابل ستایش والهام می تواند باشد ؟ از طریق پدر وهمسر وفرزند ، به فاطمه نزدیک شدن ، یک نگاه است واز طریق خودش واز مسیر خصوصیات فردی خودش به او تقرب جستن ، نگاهی دیگر واما درس آموزتر وبه تحصیل شناخت حقیقی وتحقیقی از مقام ومرتبه فاطمه نزدیک تر ودقیق تر .
داستان حضرت فاطمه (س) ، داستان تاریخی ومنحصر به فرد یک انسان پای بند به ارزشهای والای ایمانی وانسانی است که تا سر حد جان وتوان مقید ومتعهد به مبانی فکری ودینی خود بوده است . داستان او شرح دلپذیر عواطف بلند آسمانی وروایت رویای ایمان وایثار واعتقاد انسانی است . داستان شنیدنی پارسایی وعفت وکرامت یک زن پیراسته واراسته به آرایش روحی ومعنوی است . حکایت یک بانوی وظیفه شناس ویک همسر. ستونی است که کنار او آرامشگاه مرد زندگی است . قصه او شرح قناعت ها وبسندگی های دنیایی ودل بستن به زیور های حقیقی تر وماندنی تر است . فاطمه (س) سمبل یک بانوی ارزشمند والگو به لحاظ حضور ، مثبت وتأثیر گذار در محیط خانه ودر محیط جامعه است .
فاطمه (س) را باید اینگونه شناخت . از طریق خودش ودر خودش ، فاطمه را با فاطمه و در فاطمه باید به معرفت نشست . هر چند که باز هم باید گفت « ما عرف حق معرفتک »
التماس دعا یا زهرا (س)