تبليغاتX
رایحه ی عشق
اگر رایحه نرگستان مشامتان را نوازش داد بدان تا عشق راهی نیست ...

 

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

 

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 0:3 توسط ..:: ستاره ی سهیل ::..

منافقین جدیدلانه کرده درحاکمیت، برای چندمین بارسناریوی نوشته شده  را باهم، تمرین می کنند.....اپیزود آخرفتح سنگر به سنگر !... نوبت فتح سنگر فرماندهی فرا رسیده است!
- روزنامه سلام تیتر می زند:"سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات راداده است" بااین تیترحتماً روزنامه سلام توقیف می شود! ......
مسئول هماهنگی فتنه گران توضیح می دهد!!
مرحله اول :نیروهای عمل کننده اولیه که از شب قبل در داخل کوی اسکان گزیده اند ؛باید دراعتراضی شبانه به توقیف روزنامه سلام، دست به تحریک و درگیری نامحدود بانیروی انتظامی بزنند وهرطور شده آنانرابه داخل کوی بکشانند... وسایل لازم توسط معاونت وزارت.... برای آنها مهیا شده است!(این مرحله خیلی مهم وحساس است برای رسیدن به مقصود،حتماًازروش گروگان گیری و یا دادن فحشهای ناموسی به سربازان شهرستانی استفاده کنید!)
مرحله دوم:بابازشدن پای سربازان به داخل کوی ، گروه دوم سازمان داده شده؛باید تحت عنوان حزب اللهی ولباس شخصی و با سر دادن شعارهای مقدس!درکنارنیروی انتظامی واردعمل شده ودست به فجیح ترین اقدامات برعلیه دانشجویان بزند....استراتژی نیروهای معاویه درلباس سربازان علی...! (وسایل واموال دانشجویان را تخریب کنید؛آنهایی که خوابندرابیشتر کتک بزنید! روزنامه سلام توقیف شده آنوقت اینها میخواهند هیچ نقشی ، برای ما بازی نکنند!...اگردوسه نفری هم تواین گیرودار، کشته شدند بد نیست ......پیراهن خونی و...آره پیراهن عثمان!... ...خیلی بیشترشبیه انقلاب خواهدشد!..).
مرحله سوم :عملیات رسانه ای مطبوعات زنجیره ای ... تیترها ومقاله ها باید ازقبل ،آماده شلیک باشند...تمام سرویس ها وخدمات دولتی دراختیارمطبوعات آزادی خواه ! قرارگرفته است..بچه های گروهک پیکاروجبهه ملی ونهضت آزادی هم که به لطف وزارت سمحه وسهله!مهاجرانی، صاحب تریبون شده اند،قول هرگونه همکاری واستفاده از تجربیاتشان را داده اند! ( دانشگاه به خاک وخون کشیده شد!....هجوم خونین به دانشگاه.!.... تیترها راباید طوری انتخاب کنید که علاوه بردانشجویان، مردم رانیزبه صحنه مقابله با نظام بکشانید!.)
...ومرحله چهارم ؛کار اصلی را خودمان انجام می دهیم !... سیاسیون کاربلدی که باید میوه "فشارازپایین و چانه زنی دربالا"را باارایه یک تصویر غیر واقعی ازحوادث؛ بچینند!.....خیالتان راحت باشد نقشه ما؛ مو،لای درزش نمی رود!.... قول می دهیم ایندفعه درخت راکاملاًازجا در آوریم! ***....هجدهم تیرماه سال 1378.......شایدآیندگان وقتی به این صفحه از تاریخ سیاسی کشور نظرکنند،بااندکی تامل از آن بگذرندوآنرااعتراض سیاسی دانشجویی ؛قلمدادکنند،ولی من و شما که در بطن حوادث بوده ایم؛ می دانیم که 18تیرماه درمخیلات شیطان پرستان....موعدی بود برای به ثمرنشستن فتنه گریهای منافقانه چندساله... ..دیگر طاقت آنها طاق شده بود....چقدر کار تئوریک.......چقدرتخریب مبانی دینی .... چقدرحمله به سنگرهای نظام....باید وارد فاز عملیاتی شدوکار رایکسره کرد.....
.....خیلی ها سرآغاز انقلابهای مخملین رادر کشورهای بلوک شرق می دانند ولی اولین محک انقلاب مخملین در18تیرماه 1378 درایران زده شد،پیوند بین قسمتی ازحاکمیت داخلی بادشمنان خارجی انقلاب ومردم..... آنهافقط یک چیز رادرست پیش بینی نکرده بودند.....درایت و شجاعت و آمادگی رهبری برای شهادت.......خیلی طبیعی بود که مدیران بحرانسازی که عنان اداره کشور رابه دست گرفته بودند، سیر وقاپع را طوری مدیریت کنند که سرکشیدن جام زهرتنها راه باقی مانده برای رهبر باشد!برای اینکارحتی سیاسیون خرفت ظاهراًمذهبی رانیز، باکوله باری ازمصلحت هاو تهدیدها، خدمت رهبری فرستادند...ولی آنها یک چیزرافراموش کرده بودند،رابطه ولایی رهبر با مریدان انقلاب...... درکتابهای مرجع! آنها چنین چیزی تعریف نشده بود!..... وآنگاه که رهبری نهیب ولایت سرداد....هَل من ناصرٍینصرنی ....آیا کسی هست که مرایاری کند؟........فوج فوج انسانهای عاشق، کاری کردند که به قول مقام معظم رهبری، قوم فتنه چونان کاغذی مچاله شده کنار خیابان افتادندو سطل های آشغال تنها پناهگاه آنان شد برای پنهان شدن !
......اگردوم خرداد راسرآغازفتنه گری منافقان جدید بنامیم 18تیرماه اوج تمامی ترفندها ویکه تازیهای آنان بود ..آنهامی خواستند 18تیرماه رابه نقطه ای برای شروع عقب نشینی گام به گام نظام مقابل خواسته های ساختارشکنانه وضدانقلابی خودتبدیل کنندولی به فضل الهی ودرایت رهبری 18تیرماه به صحنه ای برای رسوایی وافشای ماهیت پلید آنها تبدیل شد....درآن چهار روز،سیاهی لشگرفتنه گران کاری کردند که مردم فهمیدند آزادی خواهان دروغین دوم خرداد، ازشعارتاعمل چقدر فاصله دارند......"مسئولان بی مسئولیتی که به جای مدیریت بحران به فکرباجگیری ازنظام بودند ...."رسانه های دشمن شادکنی که برای کسب غنیمت بیشتر برآتش فتنه دمیدندوجیره خواران وشعبان بی مخهایی که درکوچه های منتهی به میدان انقلاب ،شکمهای کسانی را که ظاهری مذهبی داشتند ، دریدند و چادر،ازسرزنان مسلمان کشیدند".....

خدایا ما را ،لایق و شکرگذار نعمت ولایت قراربده ...





منبع: وبلاگ دوست خوبم <تلخند سیاسی>

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت 18:49 توسط ..:: ستاره ی سهیل ::..

 
 
مهدي جان!
اي کاش مي دانستم چشمان پاک کدامين خاک حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمي قدمهايت بوسه مي زند.

مولاي من !
اي کاش مي دانستم کدامين سرزمين غريب با وجود نازنين تو آشنايي دارد و آغوش خويش را براي مهرباني هايت گشوده است.

... يابن الحسن!
سخت است براي من که سايه تمام مردم از ميان کوچه نگاهم بگذرد، اما پنجره چشمانم به روي خورشيد زيباي تو بسته باشد و باغ دلم از بهار صدايت بي نصيب بماند.

... اي يوسف دور از وطن!
سخت است براي من که از اشک فراقت، بي طاقت شوم، در حالي که مردمان ياد تو را از خاطر برده باشند.

... اي فرزنده ماههاي تابان !
عمري است که به انتظار طلوع تو در ساحل حسرت نشسته ايم.
قلبهاي تشنه ما به اشتياق ظهور تو مي تپد و کبوتران دعا، قنوت دستهايمان را رو به درياي خدا مي برند.
کي مي شود که موج صداي گرم تو برخيزد و زلال قطره هاي ناب تو سيرابمان کند؟


... اي آرزوي مشتاقان !
کي مي شود که آسمان دلهايمان از نسيم صبحگاهي سلام تو معطر شود و شب چشمانمان به جمال ماه تابان تو روشن گردد؟

 

اللهم عجل لولیک الفرج





لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1387/04/14ساعت 11:40 توسط ..:: ستاره ی سهیل ::..

 

                   << اللهم صل علی محمد  و آل محمد و عجل فرجهم >>

 

 

ای نفس بیا عهد ببندیم که دیگر ملائک اسمان گریه نکنند و اشک نریزند.

 بیا عهد ببندیم که دل صاحب الزمان را نلرزانیم. بیا عهد ببندیم که باعث گریه کردن و محزون شدن مولایمان نشویم. ای نفس بیا عهد ببندیم که دیگر لحظه ای به غفلت نگذرانیم.

 

دیگر فرصتی نمانده راه دراز است و طولانی. و بهترین یاران ره یافتگانند.

 

انان که تو را می خوانند نرنجشان که بخوانشان!

 

تشنه به سوی اب و خود تشنه تشنه است اب ...

                                       

بشناس ره پویان حق را تا در صفشان قرار گیری و در کنارشان بمانی.

 

عهد ببند تا اهل شوی توبه کن تا پاک شوی و اشک بریز تا نورانی گردی و صدا کن تا بشنوی نوای دلنشین یار را .   یار فراموشت نکرده و نمی کند از تو دور نگشته و نمی شود یار از تو غایب نشده و نمی شود.

 

ای نفس! این تویی که به دنبال همه کس و همه چیز می روی جز یار.

 

ای نفس! به خود بیا که وقت تنگ است. به خود بیا که بشنوی صدای مولایت را:

 

بارها   من   بر   شما   کردم   سلام

                                              پاسخی  نشنیدم  اما یک  کلام

شیعیان   گردید    اینک   یار     من

                                              کویکی گردد دگر غمخوار  من

دست   بردارید   دیگر   بر      دعا

                                             هم ظهورم را بخواهید از  خدا

جملگی    بهر    فرج    اوا    کنید

                                              با  دعاتان  قفل غیبت وا  کنید

 

اری! این صدای مولایت مهدی فاطمه است که تو را می خواند و تو را می خواهد.

 

به ندایش لبیک گو که او به انتظار لبیک توست و از همین رو او را منتظر می خوانند.

همان که می فرماید:

 

فرج من گشایش و فرج در احوالات و حالات شماست.

 

ای نفس! صدایش کن و بخوانش که بیاید و عدل را برپا کند.

 

بگو: زیباترین کلام عالم را:

 

<< اللهم صل علی محمد  و آل محمد و عجل فرجهم >>

 


 

واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت

        و آسمان عشق در میان دوستان ایمان

                           باران آمد ...

                                         و هرم حضور آفتابی اش


سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد

                                     و حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

   

 

سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.

او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02ساعت 2:31 توسط ..:: ستاره ی سهیل ::..